کربلا

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه فریادمظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگرزینب نبود
در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
در گلوی چشمها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی بی سوارو بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود
در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه جا می ماند اگر زینب نبود

شاعر: قادر طهماسبی

موی سیاه

از داغ خویش گفتم و افروختم تو را

با درد من نساختی و سوختم تو را

تا وصله ی تنم شوی ای ماه دوردست

چون دگمه ای به پیرهنم دوختم تو را

دنیا تو را به نعمت فردوس می خرید

شادم درین مناقصه نفروختم تو را

از دستبرد دشمن و از چشم زخم دوست

در سینه چون جواهری اندوختم تو را

روی سپید دوست، مقامات معنوی ست

موی سیاه دادم و آموختم تو را

 

علیرضا بدیع / از کتاب آتی

تو

 شـعرم ڪــہ تـو بـاشـی

 


هـم وزن دارم

 


هـم قـافـیـــہ را نـباخـتــہ ام

 

 شـعرم ڪــہ تـو بـاشـی


هـم وزن دارم


هـم قـافـیـــہ را نـباخـتــہ ام

چندنکته

انواع ی : 1- نسبی( اسم+ ی) آسمانی/محمدی/ایرانی/نیلوفری/قهوه ای/مشکی/

2- نکره : ( اسم+ ی) دراین جا ی معنای یک ناشناس می دهد: گلی گم کرده ام/ دختری آمد/میوه ای خوردم/

3- وحدت:(واحدوزن و اندازه+ ی) متری/کیلویی/لیتری/

4- شناسه: زدی/ بردی/ کشتی/ خوردی/ دیدی/مردی..

5- لیاقت( مصدر+ ی) نوشیدنی/ مردنی/ بستنی/آمدنی..

** فقط ی لیاقت و نسبی مشتق سازی می کنند.

----------------------------------------------------------------

انواع کسره

1- نقش نمای اضافه که ترکیب وصفی یا اضافی می سازد:

 گل مریم/ گل سرخ/ دریای آبی/ شور عشق/ دل بی تاب

2- میانوند

 دردسر / تخت خواب/ رخت خواب/

* میانوند ، یک واژه می سازد ولی نقش نما ی اضافه  گروه یا ترکیب می سازد نه واژه.

--------------------------------------------------------------------------

* * دان و ستان   اگر معنای جا بدهند وندند ومشتق سازی می کنند: گلدان/ گلستان/ شکردان/ شکرستان

** اگر  دان و ستان بن مضارع دانستن و ستاندن باشند،  وند نیستند و مشتق سازی نمی کنند: کاردان/ دادستان/فیزیک دان/ ریاضی دان/دلستان/  مرکبند.

-----------------------------------------------------------------------

تاریخ ادبیات دهم انسانی

- ریشه  و مادر زبان امروز ایران ....................است/ پارسی

2- درایران پیش از اسلام آثارفرهنگی ادبی  سینه به سینه نقل می شد.

3- کتاب اوستا اززرتشت چگونه حفظ شد؟موبدان(روحانیون)درمراسم دینی از حفظ    می خواندند/دردوره ی ساسانی به نگارش درآمد.

4- سه دسته زبان ایرانی از نظر تاریخی:

1- فارسی باستان:زبان اوستایی درشرق ایران وزبان باستان در پارس                                                       دوره ی هخامنشیان/فرمان و نامه های شاهان به خط میخی /

2- فارسی میانه: درشاخه ی شمالی( پهلوانیک یاپارتی) دردوره ی اشکانی تا اوایل ساسانی درشمال و شمال شرقی ایران/

** دونمونه که اصل پارتی دارند: یادگارزریران/درخت آسوریک

 درشاخه ی جنوبی( پارسی میانه یاپهلوی) زبان رسمی دوره ساسانی/ بیشترآثار دینی زرتشتی به این زبانند./

3- فارسی نو(دری)زبان دربار ساسانی

*** دلایل شکل گیری زبان فارسی نو(دری):

1- تحول زبان فارسی پس از ورود اسلام به ایران/

2- بهره گیری از الفبای خط عربی

3-رواج تدریجی خط عربی

 

درخت آسوری یا درخت آسوریککتابی است نوشته به زبان پارتی و خط پهلوی کتابی و از معدود متن‌های غیردینی است که از زبان پارتی (آمیخته به پارسی میانه) برجای مانده‌است.

 

در این داستان شاهد گفتمان درخت آسوری (درخت آسورستانی، درخت خرما) و بز هستیم که در فرجام به برتری بز می‌انجامد. شاید بتوان بز را نماینده دین زرتشت و درخت آسوریک را نماینده دین چندگونه‌پرستی آسور دانست. درخور نگرش است که در آیین دینی آسوریان درختی خشک به کار می‌رفته که آن را با زر و زیور ساختگی می‌آراستند. بی‌پروا و خشن بودن بز را هم در گفت‌وگو می‌توان دلیل بر برتری اجتماعی مزداپرستان دانست. آسورستان یکی از استان‌های ایران بود که اکنون عراق مرکزی را تشکیل می‌دهد. نظریه دیگری هم هست که در آن، نخل را نماد دوره کشاورزی و بز را نماد دوره شهرنشینی دانسته‌اند.

 

از سوی دیگر، در میان یافته‌های کوچک و بزرگ باستان‌شناسان در شهر سوخته، سفالینه‌ای هست که در آن بزی در پنج حرکت به سمت درختی می‌جهد و برگ‌های آن را می‌خورد. گفته می‌شود این سفالینه که هم‌اکنون به‌عنوان نخستین پویانمایی جهان در دنیا مطرح شده‌است، در حقیقت پویانمایی داستان منظوم کهن درخت آسوریک و بز است.

 

کتاب کوچک درخت آسوریک به گونه شعر و درپیوسته (منظوم) بوده‌است با مصراع‌های شش‌هجایی و یازده‌هجایی. برخی پژوهشگران آن را از آثار ادبی و درپیوسته روزگار اشکانی دانسته‌اند. بخش‌هایی از آن که باقی مانده اوزان شعرگون خود را نگاه داشته‌است. پساوندها (قافیه‌ها) با «الف و نون» و برخی با «نون و دال» بوده‌است.

 

 

 

داستان

در سرزمین سورستان درختی بلند رُسته بود که بنش خشک بود. برگ‌هایی سبز داشت و میوه‌هایی شیرین می‌آورد. روزی آن درخت بلند با بز نبرد کرد که: من بر پایه داشته‌های بسیاری که دارم از تو برترم، از جمله آن هنگامی که میوه نوبر می‌آورم، شاه از میوه‌های من می‌خورد؛ از چوب من کشتی می‌سازند، از برگ‌هایم جاروب می‌سازند، از من طناب می‌سازند تا تو را ببندند، سایه‌ام در تابستان سایبان شهریاران است، آشیان پرندگان هستم و اگر مردم مرا نیازارند، تا روز رستاخیز جاوید و سبز برجا می‌مانم. بز در پاسخ گفت: هرچند مرا مایه ننگ است که به سخنان بیهوده‌ات پاسخ دهم، اما ناگزیر از سخن گفتنم. برگ‌های تو در درازی به موهای دیوان پلیدی می‌ماند که در آغاز دوران جمشید بنده مردمان بودند. من آنم که بهتر از هرکسی می‌توانم دین مزدیسنان را بستایم، زیرا در پرستش خدایان از شیر من بهره می‌گیرند. کمربندی را که مروارید در آن می‌نشانند از من می‌سازند و نیز از پوستم مَشک می‌سازند. سفره‌های سور را با گوشت من می‌آرایند. پیش‌بند شهریاران را از من می‌سازند. پیمان‌نامه‌ها را بر پوست من می‌نویسند. زه کمان را از من می‌سازند. برک (گونه‌ای پارچه پشمین) و دوال را از من می‌سازند. من می‌توانم کوه به کوه در کشورهای بزرگ سفر کنم و مردمانی از نژادهای دیگر را ببینم. از شیر من پنیر و افروشه (حلوا) و ماست می‌سازند و دوغم را کشک می‌کنند. حتی بهای من در بازار بیش از بهای خرمای توست. هرچند که سخنانم در نزد تو مانند مرواریدی است که در پیش خوک و گراز انداخته باشند، اما بدان که من در کوهستان‌های خوشبو چرا می‌کنم و از گیاهان تازه می‌خورم و از چشمه‌های پاک می‌نوشم، در حالی که تو همچون میخی بر زمین کوبیده شده‌ای و توان رفتن نداری.

بدین ترتیب بز پیروز و سربلند از آن‌جا رفت و درخت خرما سرافکنده برجای ماند.

 

یادگار زریران یا ایاتکار زریران، رساله حماسی و مذهبی کوتاهی است در اصل به زبان پارتی و ظاهراً نثر توام با شعر بوده است اما به صورت کنونیِ آن به خط و زبان پهلوی است. این متن که در سال ۵۰۰ میلادی یا کمی دیرتر نوشته شده است، قدیمی‌ترین داستان پهلوانی است که به زبان‌های ایرانی برای ما باقی‌مانده است. متن دارای ۱۱۴ بند متن اصلی و ۷ بند پایان‌نوشت است که صفحات ۱ تا ۱۷ مجموعه متون پهلوی را به خود اختصاص داده است. این متن در بعضی از دستنویس‌ها «شاهنامه گشتاسپ» نیز نامیده شده است.

 

اگر چه یادگار زریران اثری از ادبیات دوره ساسانی است، اما اصل آن به زمان اشکانی می‌رسد. به دو دلیل: یکی اینکه بر خلاف سایر متون پهلوی که در آنها معمولاً به اوضاع زمان ساسانی و اوایل دوره اسلامی اشاره شده و از شخصیت‌های آن زمان نام رفته است، متن در این مورد سکوت کرده است. دلیل دیگر وجود تعداد زیادی از کلمات پارتی در آن است.

 

نکته دیگر وجود نام رستم در این متن پارتی است. در واقع این قدیمی‌ترین متنی هست که نام پهلوان بزرگ روایت ملی ایران را در خود حفظ کرده است. این از یک طرف قدمت افسانه رستم را تا زمان اشکانی بالا می‌برد و از طرف دیگر مدرکی است در تایید این نظر که نه تنها روایات حماسی مربوط به رستم و خاندان او از روایات ملی زمان اشکانی است، بلکه شخصیت‌های تاریخی و افسانه‌ای زمان اشکانی در شاهنامه حفظ شده‌اند، اما به بخش کیانیان از این کتاب منتقل شده‌اند/.

 

به نظر می‌رسد که یادگار زریران در اصل اثری نمایشی بوده است که به وسیله گوسان‌ها به اجرا درمی‌آمده است.

گوسان : به‏ معنی خنیاگری است که‏ اشعاری حاوی داستان‏های پادشاهان و قهرمانان گذشته،همراه با آوای موسیقی می ‏خوانده است.

 

در زبان پهلوی به کسانی که ترانه ملی و مردمی می‌خواندند و حماسه سرایی می‌نمودند گوسان می‌گفتند.

آزمون فارسی دهم

          نام:                                                              به نام خدا                          فارسی دهم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1- روابط معنایی گروه های زیررابنویسید.

  شدت /فراغ                              گرمابه/حمام                                  

2- معنا کنید.

 1- تنها برنشست:                                       2- به زبان تازی:

3- نماند ازمعاصی منکری که نکرد:

4- سبک تقریر او :                                5- به میرزا عباس عتاب کرد:

6- این را من از روی طبیعت کشیده ام:

2- در جمله ی( خسرو بعدازشکست و بی سروصدا به گوشه ای خزیدو رو نهان کرد.)

الف: یک واژه ی مشتق:                                       ب: جمله ی اولی چه آرایه ای دارد؟

3- ( ک)در آدمک ودمک چه معنایی دارد؟

 

4- ساختمان( موشک انداز/بیگانگان/نازنین/کاردان) رابنویسید.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

5- ( وسعتی نداشت که حال مرامرمتی کند.) یعنی چه؟

6- درس سفربه بصره برگرفته شده از کتاب..................... از .....................است.

7- درکدامیک از گزینه ها استعاره وجود ندارد؟

 الف: تراوش مهتاب             ب: جوشش عشق            ج: رویش زندگی      د: بینش انسان

پاییز

بیچاره پاییز ...دستش نمک ندارد!
این همه باران به آدم ها می بخشد اما
همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او می زنند ...
خودمانیم ...
تقصیر خودش است؛
بلد نیست مثل «بهار» خودگیر باشد
تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد!
سیاست «تابستان» را هم ندارد که
در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند ...
بیچاره ...
بخت و اقبالِ «زمستان» هم نصیبش نشده که
با تمام سردی و بی تفاوتی اش این همه خواهان داشته باشد!
او «پاییز» است
رو راست و بخشنده!
ساده دل ..فکر می کند اگر تمام داشته هایش را
زیر پای آدم ها بریزد، روزی ... جایی ... لحظه ای ...از خوبی هایش یاد می کنند!
خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمی گذارند
عادت آدم ها همین است …!
یکی به این پاییز بگوید آدم ها یادشان می رود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای!
دست در دست معشوقه ای دیگر پا بر روی برگ هایت می گذارند و می گذرند و تنها یادگاری که برایت می ماند ...
«
صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست» ...!
ناراحت نباش پاییز! این مردم سال هاست به هوای بارانی می گویند خراب

                                                                                                                    

   مرتضی پاشایی

دوباره تو قلبم ....

دوباره تو قلبم یه حسی اومده نمیدونم چیه

شبیه عشقیه که از روزایه دور میمونه یادگار

که میگفتم نرو منو تنها نذار , منو تنها نذار

چهرت مثه قلبم شکسته تر شده چشامون تر شده هوا بدتر شده

دلم میخواد بگی کجا بودی و اون

روزایه بی منت چجوری سر شده , چجوری سر شده

اشکام جاریه بی اختیار دیگه تنهام نذار بمون با من یه بار

میخوام تموم شه انتظار

روزا میگذره بی اعتبار دیگه تنهام نذار بمون با من یه بار

بارون شو تو قلبم ببار

وابسته که میشی زمان بی معنیه

چه حسه خوبیه همون دلشوره ها

همون حرفایه خوب تو چشم خیسه ما

یه عالم قصه تو صدایه بی صدا

انگار یه عالم حرف تو قلبم جمع شده

خدا عشقم شده شبیه اون روزا

بیا با من بیا هنوزم پیشمه تمومه نامه ها

مثه دیوونه ها , مثه دیوونه ها

اشکام جاریه بی اختیار دیگه تنهام نذار بمون با من یه بار

میخوام تموم شه انتظار

روزا میگذره بی اعتبار دیگه تنهام نذار بمون با من یه بار

بارون شو تو قلبم ببار

عرفان2

 

ديگر كسي نقشي بر اين سينه ي سخت و ستبر نمي كند

دنيا بيستون است وروي هر ستون ،عفريت فرهاد كش نشسته است

هر روز پايين مي آيد و در گوشت نجوا مي كند كه شيرين دوستت ندارد و جهان تلخ است

تو اما باور نكن

عفريت فرهاد كش دروغ مي گويد

زيرا كه تا عشق هست شيرين هست

عشق اما گاهي سخت مي شود ،آن قدر سخت كه تنها تيشه از پس آن بر مي آيد

روي اين بيستون ناساز و ناهموار گاهي تنها با تيشه مي توان ردي از عشق گذاشت

و گرنه هيچ كس باور نمي كند كه اين بيستون فرهادي داشت

***

ما فرهاديم و ديگران به ما مي خندند

ما فرهاديم و مي خواهيم بر صخره اين دنيا ،جويي از شير و جويي از عسل بكشيم از ملكوت تا مغاك

عشق ،شير و عشق ،

شكر :عشق ،قند و عشق

عسل :شيرو شكرو قند و عسل و عشق

نه در دست شيرين كه در دستان خسرو است

خسرو ما اما خداوند است

ما به عشق اين خسرو است كه در بيستون مانده ايم

ما به عشق اين خسرو است كه تيشه به ريشه ي هر چه سنگ و صخره مي زنيم

ما به عشق اين خسرو.....وگرنه شيرين بهانه است

ما مي رقصيم و بيستون مي رقصد

ما مي خنديم و بيستون مي خندد

بگذار ديگران هم به ما بخندند

آنها كه نمي دانند خسروي ما چقدر شيرين است

عرفان

 

روزی اما سر از این خاک سیاه بر خواهم آورد و تو خواهی دانست چرا این همه سیاهی و سردی و سنگینی را تاب آوردم

سکوت دانه ها اما روزی به فریاد بدل خواهد شد ، به فریادی سبز و رسا

تو تا آن روز خاموشی ام را روشن نگه دار( عرفان)

آزمون فارسی دهم

:                                                      به نام خدا                 فارسی دهم       رضا علی زاده

 

----------------------------------------------------------------------

 

1- در کدام گزینه بیشترین تعداد مشتق وجود دارد ؟

 

  1- کارآگاه ها-دیوار- صورتگران-دبستان              2- مهتاب- دلسوزان- فریبنده-بسته بندی

 

3- گوارا- روزه- بی وفا-خندان               4 - بی تابی- بیگانه- هفتگی-شانه-دندان

 

2 - شعر(چشمه) یادآورکدام ضرب المثل فارسی است؟

 

1- دست بالای دست بسیار است                        2- آب از سرچشمه گل آلود است.

 

3- از ماست که برماست                                4- آب از سرگذشتن

 

3- در کدام گزینه همه ی ارکان تشبیه حضوردارند؟

 

1- سوخت چون عود مرا عشق وبرآن می پوشم / دامن ازدود درونم نکند غمازی

 

2- در کتاب عالم ازروی بصیرت غور کن /چون به معنی راه بردی دود از این دفتربرآر

 

3- مهمان سراست خانه ی دنیا که اندرو/ یک روز این بیاید و یک روز او رود

 

4- روزگاریست که دل چهره ی مقصودندید/ساقیا آن قدح آینه کرداربیار

 

4- ( گندم نما ی جوفروش) کیست؟

 

1- ستمگر      2- کم فروش      3- دورو     4- مغرور

 

5- در کدام بیت( خودبزرگ بینی) دیده می شود؟

 

1- گه به دهان برزده کف چون صدف/ گاه چوتیری که رود برهدف

 

2-یکی قطره باران زابری چکید /خجل شد چو پهنای دریا بدید

 

3- دربن این پرده ی نیلوفری/کیست کند با چو منی همسری؟

 

4- راست به مانندیکی زلزله /داده تنش برتن ساحل یله

 

6- در کدام گزینه تشبیه دیده می شود؟

 

1- در این بازار اگرسودی است بادرویش خرسند است/خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

 

2- سرانگشت تحیر بگزد عقل به دندان/ چون تامل کند این صورت انگشت نمارا

 

3- چون است حال بستان ای باد بهاری/کزبلبلان برآمد فریاد بی قراری

 

4- حافظ از مشرب قسمت گله بی انصافی است/طبع چون آب و غزل های روان ما رابس

 

7- در بیت( نه عمر خضربماند و نه ملک اسکندر/نزاع برسردنیای دون مکن درویش)

 

 ملک اسکندر و درویش چه نقش دستوری دارند؟

 

1- مفعول/نهاد          2- نهاد /نهاد          3- متمم /مسند           4- نهاد/منادا

 

 

 

 

 

8- دربیت( به دختر چه خوش گفت بانوی ده/ که روز نوا برگ سختی بنه)

 

  نقش دستوری( خوش- بانوی ده) به ترتیب کدام است؟

 

 1- مسند/ نهاد      2- قید/ نهاد    3-  مفعول/ متمم    4- مفعول/ نهاد

 

9- در کدام گزینه به آرایه های بیت زیر اشاره شده است؟

 

 ( در ازل بست دلم باسر زلفت پیوند/ تا ابد سرنکشد وز سرپیمان نرود)

 

1- تضاد/ تشبیه/ تناسب          2- تشخیص/ تضاد/ حس آمیزی

 

3- تضاد /کنایه/ تشخیص         4- کنایه/ حس آمیزی/ تناسب

 

10- مفهوم کدام عبارت با بقیه متفاوت است؟

 

1- بدان کوش تا به هرمحالی از حال ونهاد خودبنگردی

 

2- چون نمودی به خلاف نموده مباش

 

3- به زبان دیگر مگو وبه دل دیگر مدار

 

4- گندم نمای جوفروش نباشی

 

11- کدام کنایه درست معنا نشده است؟

 

1- باب دندان: مناسب               2- گردبرانگیختن: جنگیدن

 

3- آفتاب ازکدام سمت برآمده؟  : گذشتن عمر و فرصت        4- سپرانداختن: تسلیم شدن

 

12- در متن زیر چند واژه ی مرکب دیده می شود؟

 

( دلرباترین- نوشابه- کاردان- بسته بندی- ترشی فروش- تخت خواب- برده فروشان- نوروز)

 

1- دوتا          2- سه تا          3- چهارتا        4- پنج تا

 

13- مولع و  سگال  یعنی چه؟

 

1- تازه/ ذات       2- آزمند/ بدی      3- حریص/ نگاه     4- آزمند/ اندیشه

 

14- ( خواست کزان ورطه قدم درکشد) یعنی چه؟

 

1- می خواست عقب نشینی کند.         2- می خواست پیش برود.

 

3- تصمیم   گرفت به آن مهلکه قدم گذارد.       4- خواست از خطر نترسد.